یک ظهر تابستونی زیبا
عزیزم چند روز پیش خونه بابا جون حسن تو حیاط نشسته بودیم نسیم خنکی میومد و تو هم حسابی کیف میکردی و مامانی برات یه تاب بست که اونجا راحت بخوابی ببین مثل شاهزاده ها لم دادی



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک ظهر تابستونی زیبا 

